در باستانشناسی، یکی از مهمترین پرسشها همیشه این است:
این لایه از خاک، دقیقاً مربوط به چه زمانی است؟
پاسخ دادن به این سؤال، نیاز به روشهای دقیق و علمی دارد. باستانشناسان از چند شیوه برای تشخیص سن خاک و آثار مدفون استفاده میکنند.
۱. روش لایهنگاری
این روش سادهترین و قدیمیترین راه تشخیص قدمت است.
در تپهها یا محوطههای باستانی، هر نسل از انسانها روی لایهی قبلی زندگی کردهاند.
بنابراین:
لایههای پایینتر مربوط به دورههای قدیمیتر هستند.
لایههای بالاتر به دورههای جدیدتر تعلق دارند.
با ثبت دقیق هر لایه، باستانشناسان میتوانند تا حدودی تاریخی زندگی در آن مکان را بازسازی کنند.
۲. روش تاریخگذاری کربن-۱۴
اگر در خاک بقایای آلی (مثل زغال، استخوان یا دانه گیاه) پیدا شود، با این روش میتوان سن تقریبی آن را اندازهگیری کرد.
کربن-۱۴ ایزوتوپی است که با گذشت زمان تجزیه میشود؛ با اندازهگیری مقدار باقیماندهاش، میتوان فهمید که آن نمونه چند سال قدمت دارد.
این روش برای آثار تا حدود ۵۰ هزار سال پیش کاربرد دارد.
۳. روش لومنسانس
وقتی اشیاء سفالی یا دانههای ماسه برای آخرین بار در معرض نور یا حرارت قرار گرفته باشند، درون آنها انرژی ذخیره میشود.
باستانشناسان در آزمایشگاه مقدار این انرژی را میسنجند و از روی آن میفهمند چه زمانی آخرینبار در معرض نور یا آتش بودهاند.
این روش برای تشخیص زمان ساخت سفال، آجر و حتی سازههای خاکی بسیار مفید است.
۴. مقایسهی فرهنگی و هنری
گاهی تنها با نگاه به نوع سفال، نقشونگار یا شیوهی ساخت ابزارها میتوان قدمت تقریبی را حدس زد.
اگر نمونهای مشابه در منطقهای دیگر با تاریخ مشخص وجود داشته باشد، از همان تاریخ برای این منطقه هم استفاده میشود